نشانه ـ معناشناسی روایتی شطحگونه از کتاب معارف بهاءولد
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، ایران
3 دانشجوی دکتری ادبیات فارسی، گرایش حماسی دانشگاه اصفهان، ایران
doi
10.22124/naqd.2021.17424.2079چکیده
دانش نشانهشناسی پس از طرح نظریات فردینان دوسوسور، از مهمترین کلیدهای تحلیل مباحث زبانی روایات و متون به حساب میآید. تحلیلهای نشانه- معناشناسی در حوزه روایات ادبی، هنری و عرفانی و اساطیری نیز میکوشد تا مدلولها و مفاهیم ذهنی و تجربیات عرفانی روایتگران را مورد بحث و تحلیل قرار دهد. روایت مکاشفه بهاءولد عارف بزرگ سده ششم هجری قمری و پدر و استاد بزرگترین شخصیت عرفانی منظومههای عارفانه، مولانا جلالالدین رومی، حکایت از آن دارد که سالک راه حق پس از قرار گرفتن در مقام جستجوگر خداوند میتواند به جلوههایی از عالم غیب دست یابد که با بسط وجود و هویت انسانی او همراه است. مسأله بسط وجود به لحاظ نشانه-معناشناسی هم مفهومی است از فروریختن قالبهای اولیه وجود سالک و هم صیرورت و شدن او را در جریانی وجودی و متافیزیکی همراه با بودنی در ساحت غیب تعیین میکند. پژوهش حاضر بیانگر این دستاورد است که مکاشفات عارفان، تنها تحولی در ساحت ذهنیت و مفاهیم زبانی نیست بلکه بیانگر تغییر وجود، بسط و سعه منِ عارفانه و شدن دوباره سالک نیز هست.