نقد شیوه خطی در تاریخنگاری ادبی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، تهران، ایران
doi
10.22124/naqd.2020.15196.1903چکیده
شیوه خطی، رویکرد رایج تاریخنگاری ادبی از گذشته تاکنون بودهاست. این شیوه بهرغم دارا بودن ارزش آموزشی و تسهیل یادگیری وقایع تاریخ ادبیات، نمیتواند برای پژوهشهای دقیق تاریخنگاری ادبی روشی کارا باشد و درنهایت به عرضه گزارشی ناقص و مبهم درباره وقایع ادبی منجر میشود. این مقاله به بررسی برخی کاستیهای این شیوه در مطالعه تاریخ ادبیات فارسی میپردازد و پنج کاستی رایج آن را که در بینش تاریخنگاری ادبی معاصر ریشه دواندهاست به شرح زیر معرفی میکند: 1-ناتوانی در توصیف تغییرات تدریجی آثار و سنتهای ادبی؛ 2-ناتوانی در شناسایی روابط چندگانه بین وقایع ادبی؛ 3-پیوسته نشاندادن مقاطع گسست به صورت نمادین؛ 4-همگنسازی دورههای مختلف ادبی بدون توجه به سهم واقعی هریک و 5-تعیین آغاز و انجام وقایع ادبی برخلاف واقعیتهای تاریخی.