بازنمایی عنصر شخصیت در رمان چشمهایش و دل کور با کاربست نظریه «خود» در رویکرد جامعهشناختی«کنش متقابل نمادین»
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی واحد تهران جنوب داشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد تهران جنوب داشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه علوم اجتماعی واحد تهران مرکز داشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22124/naqd.2021.16859.2024چکیده
روایتشناسی، عنصر شخصیت را پیشبرنده نقشها و کنشها در روایت داستانی به شمار میآورد. نظریه جامعهشناختی «کنش متقابل نمادین» نیز بر چگونگی بروز و ظهور کنش دقت نظر دارد. با بهرهگیری از این رویکرد جامعهشناختی میتوان روش نقد را در روایتشناسی گسترش داد و جنبههای تازهای را در نقد متون روایی معرفی نمود. این مقاله ساختار «خود»، گونههای شخصیت، جهتگیری کنش و فرجام شخصیتهای رمان چشمهایش و دل کور را با کاربست نظریه «خود» در رویکرد جامعهشناختی «کنش متقابل نمادین» بازنمایی میکند. «من اجتماعی» بهمثابه واقعیتهای ساختی و فرهنگی بر یک دسته از «خودِ» شخصیتهای رمان چشمهایش سلطه دارد و دسته دیگر برمبنای «من» با اندیشندگی کنشگری میکنند. در رمان چشمهایش شخصیتها با دو نوع «خود جمعی» منفعل و کنشگر ترسیم میشوند. «خود جمعیِ» کنشگر با یک همکنشی، روایت داستان را در تقابل با ساختار سیاسی پیش میبرد. نتیجه کنش آنان حاشیهرانی از مناسبات سیاسی جهان رمان است. شخصیتها در رمان دل کور تحت تعیّن «من اجتماعی» هستند و «خود جمعیِ» خشن و منفعت طلبی را در جامعه رمان تشکیل میدهند. فرجام ضدیت «خود»های فردیِ کنشگر با «خود جمعی»، حاشیهرانی از مناسبات اجتماعی است.