بررسی وضعیت لباس مفهومی از دیدگاه هنرمندان فعال در این حوزه در ایران (دهۀ 1380)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه خوارزمی، دانشکده ادبیات و علوم اجتماعی
2 استادیار دانشکدۀ تجسمی، دانشگاه هنر تهران
3 . کارشناس ارشد پژوهش هنر، هیئتعلمی دانشگاه ارومیه، دانشکدۀ هنر، نویسندۀ مسئول
doi
10.22059/jsal.2014.53613چکیده
بعد از دهۀ 60 میلادی، لباس بهعنوان مفهومی هنری مد نظر قرار گرفت و هنرمندان با استفاده از تلفیق لباس با ویژگیهای هنرهای تجسمی، حالات و صفات انسانی، حرکات اندام، و گاه تواناییهای بازیگری، مفاهیم مورد نظر خود را به نمایش گذاشتند و از آن در قالب چیدمان، اجرا، ویدئو، عکاسی، و غیره برای خلق اثر هنری و ارتباط با مخاطبان اثر بهره جستند. هدف اصلی چنین لباسهایی صرفاً پوشش بدن انسان نیست، بلکه نمایش صفات، احساسات، و اندیشههای انسان است. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت و جایگاه لباس مفهومی، دلایل وضع موجود آن، و راهکارهای توسعه و گسترش این حوزه از هنر از دیدگاه هنرمندان فعال در این حوزه در ایران بود. این پژوهش از منظر دادههای تحقیق، کیفی بود و شرکتکنندگان آن بهصورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها نیز مصاحبۀ نیمهطراحیشده بود. اطلاعات جمعآوریشده از طریق مصاحبههای حضوری و پست الکترونیک، پس از ضبط و تبدیل به متون یادداشتشده، کدگذاری شدند و سپس مقولهها و الگوهای موجود در آنها استخراج و تحلیل شدند. نتایج این پژوهش حاکی از این است که این حوزه از هنر در ایران رشد چشمگیری ندارد. بر اساس یافتهها، مهمترین دلایل گسترشنیافتن حوزة لباس مفهومی در ایران را میتوان مربوط به کمبود منابع نظری، عدم شناخت، و استقبالنکردن مخاطبان از این حوزه و وجود محدودیتهای متعدد اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی دانست. .