تحلیل الگوی تعاملات فضایی عشایر با تأکید بر جریان سرمایه(مورد مطالعه: زیست بوم طایفه بابادی ایل بختیاری)

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22034/jsnap.2023.384621.1045
چکیده

مقدمه: تمایزات فضایی فعالیت کنشگران عشایری بدنبال گسترش زیرساخت­های روابط- مناسبات سرمایه بر پدیدار گردید. به گونه­ای که بیشتر از اینکه متکی به منابع تولیدی و ویژگی­های درون قلمروی برای خدمت ارزش اضافی باشد به شدت تحت تأثیر گونه­های تعاملات برون قلمروی زیست­بوم(شهرها-روستاها) است. در این راستا، عدم تعادل فضایی شکل داده که بهبود زیرساخت­های ارتباطی، بسترهای خلاقیت را برای برنامه­ریزی پایداری توسعۀ و یکپارچگی زیست بوم  فراهم کرده است.هدف پژوهش: در چارچوب پارادایم شبکه­ی با تأکید بر رویکرد اصول شبکه منطقه­ی بدنبال تحلیل نقش و کارکردهای سامانه­های ییلاقی و قشلاقی درون قلمروی زیست­بوم و روابط- مناسبات و پیوندهای برون قلمروی زیست بوم با شهرها و روستاها مبنی بر نگهداشت سرمایه و انتقال اندوخته­ها(نگهداری در بانک، صندوق و تعاونی­ها، خرید و اجاره ملک و مستغلات، افزایش دام و تولیدات، بیمه) به منظور کسب ارزش بیشتر است. از جمله این تأثیرات به تمایزات فضایی سامانه­ها و تداخل کاربران بر منابع همدیگر اشاره نمود.روش ­شناسی تحقیق: به لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس روش توصیفی-تحلیلی است. شیوۀ گردآوری داده­ها با توجه به ماهیت پژوهش، کتابخانه­ای و به صورت بازدید میدانی مبنی بر تمام شماری سامانه­ها در سطح زیست بوم هستند. داده­ها و اطلاعات مورد نیاز از ابزار پرسشنامه، و  فن پرسشگری جمع آوری شده است. سپس از روش تحلیل شبکه فضایی(که اساس آن به روش تحلیل شبکه اجتماعی بر می­گردد) استفاده شده است. در چار چوب این روش معیارهای اساسی تحلیل مبتنی بر شاخص­های طبقه ­بندی شده جریانات ذیل روابط مفهومی عناصر انطباق یافته شبکه­ها هستند. ابزار مورد استفاده برای تحلیل نیز نرم­افزار(Ucinet) است.قلمروجغرافیایی پژوهش: سامانه­های ییلاقی واقع در دهستان شوراب تنگزی و سامانه­های قشلاقی پیرامون دهستان­های(لالی،اندیکا،گتوند،شوشتر،مسجد سلیمان) به مثابه کل زیست­بوم و همچنین میان بندهای (چما، خون کشته، زرده، لپد، چلو، شیمبار، منار) مد نظر قرارگرفت.یافته ­ها و بحث: برای برنامه­ریزی متمرکز و  تجدید ساختار سرمایه گذاری برای دستیابی به پایداری توسعه کل زیست­بوم یکپارچه، نیازمند شناخت الگوهای فضایی تعاملات ویژگی­های روابط - مناسبات پیدا و پنهان میان درون و برون قلمروی است.نتایج: ماهیت جریان ­سرمایه متکی به منابع محیطی(فضای چراگاه و مرتع)، عرضه و تولیدات دامی، با نقش­پذیری کانون­های شهری لالی، زیست­بوم محدوده به سه شهر اصلی در همسایگی زیست­بوم است. با پیروی از الگوی فضایی قطبی اندوخته­های مالی و سرمایه برای خرید خانه و ملک در مجاورت سامانه­های قشلاقی و برای خرید و افزایش دام به سامانه­های ییلاقی زیست­بوم انتقال می­یابد. از اینرو، رتبۀ اول، دوم، سوم را شهرهای لالی، فارسان و شهرکرد و سامانه­های ییلاقی گلچین، چمدر و آب بخشان رتبه­های چهارم، پنجم و ششم را به خود اختصاص داد.