تحلیل و بررسی رابطه ساختار روایی و فرایند تولید ارزش در گفتمان (مطالعه موردی: رسالهالطیرهای فارسی و عربی)
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
2 استاد گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22124/naqd.2020.14784.1861چکیده
هر ساختار روایی متشکل از کنشهایی است. این کنشها، پیوند با ارزشهایی را در دستور کار خود قرار میدهند. حال، در رسالهالطیرهای فارسی و عربی، کنشها چطور میتوانند مولّد ارزشها باشند؛ به نظر میرسد در رسالهالطیرها، ارزشهای متفاوت تحت تأثیر کنشها، خلق و با ساختار رواییِ این آثار منطبق شدهاند. بررسیهایی که با روش توصیفی _ تحلیلی، ابزار کتابخانهای، و رویکرد ساختارگرایی (نظریه نمودِ نحویِ تودوروف) و نشانه - معناشناسی (نظام ارزش) انجام گرفت حاکی است کنشگران قبل از ورود به موقعیت نامتعادل، به عقد قرارداد میپردازند؛ سپس وارد توانش1 و کسب ارزشهای مجازی میشوند. در مرحله بعد، کنش صورت میگیرد. بعد از کنش، وارد توانش2 و کسب ارزشهای پتانسیل میشوند؛ سپس وارد مکانی میشوند که هم تنش عاطفی به همراه دارد و هم میتواند نیروی ایجادکننده موقعیتِ متعادلِ تازه و باعث دستیابی به ارزش اتیک شود. در مرحله بعد، کنشگران واردِ موقعیتِ متعادلِ تازه و کسبِ ارزشِ اتیک میشوند. در نهایت، وصال طیران به ابژه یا انفصال از آن بدینگونه است: اتصال به ابژه، نابودی و انفصال همیشگی از ابژه، اتصال مشروط به ابژه، اتصال/ انفصال نامشخص، تبدیل سوژهها به ابژه. بر این اساس، دستورپایه رسالهالطیرها عبارتند از: سفر - مناظره/ موعظه/ إنذار - خبرجستن و واصل شدن.