روانزخم و پیامدهای آن با تأکید بر دیدگاه اسلاوی ژیژک
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه شهید چمران اهواز
3 دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22124/naqd.2020.11244.1542چکیده
هدف تحقیق حاضر بررسی و تحلیل مفهوم روانزخم و پیامدهای آن از منظر اسلاوی ژیژک است. ژیژک معتقد است که روانزخم ناشی از ورود نابهنگام امر واقع به امر نمادین است و در ساختار کُنش به تعویق افتاده معنا مییابد. افراد مختلف واکنشهای متفاوتی نسبت به روانزخم نشان میدهند. به زعم لاکاپرا واکنشها به روانزخم در دو دسته کلی قرار میگیرند؛ برونریزی و درونیسازی. فرایند برونریزی با نشانههای ترومایی از جمله اختلالهای انگیختگی، تحمیل یا محدودیت همراه است. ولی در فرایند درونیسازی سوژه با فقدان ناشی از رویداد آسیبزا کنار میآید و به سوگواری میپردازد. در پیوستار واکنشهای گوناگون به روانزخم، ژیژک مدعی است که روانزخم در نهایت به تولد یک سوژه جدید موسوم به سوژه پساترومایی میانجامد. بارزترین پیامد تجربه یک رویداد آسیبزا این است که بحران بیرونی به تجربه یک بحران درونی منجر میشود، چراکه روانزخم ماهیتی پسنگر دارد و کارکرد موفقیتآمیز زنجیره دلالت را تضعیف میکند. روانزخم به صورت یک اختلال و همراه با نشانههایی نمایان میشود که هویت سوژه را تحت تأثیر قرار میدهد و او را رها نمیکند