تکامل و کارکرد شناختی روایت تخیلی: منظری داروینیستی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22124/naqd.2020.12055.1610چکیده
داروینیسم ادبی یا نقد تکاملی چشماندازی متأخر در مطالعات ادبی است که با بهرهگیری از دستاوردهای روانشناسی تکاملی، علوم تجربی و شناختی، تبیینی طبیعتانگارانه از پدیدارهای ادبی بهدست میدهد. در این مقاله کوشیدهام هم مبانی معرفتی داروینیسم ادبی و تقابل آن با «نظریه» یا نظریه ادبی/ فرهنگی را روشن کنم و هم بر بنیاد مطالعات داروینی تبیینی از روایت خیالی و جهانشمولی آن به دست دهم. من در این مقاله منظری داروینی و ضد برساختگرایانه را دنبال کردهام و با ارجاع به اندیشههای برایان بوید، جوزف کرول، جاناتان گاتشال و استیون پینکر بر جنبه شناختی روایت خیالی تکیه و تأکید کردهام. بر این بنیاد، این اندیشه را صورتبندی و موجه داشتهام که روایت خیالی با آفریدن جهانی ممکن و دارای پیوندیهایی استوار با جهان واقعی ما، امکان تجربه غیرمستقیم و کمهزینه واقعیت و نیز فهم انواع چالشهای زیستی - اجتماعی را که ما در مقام انسان خردمند با آن مواجهیم، فراهم میکند. به این ترتیب، روایتهای خیالی موفق در فراسوی ابعاد ژانری و ساختاری از اهمیتی شناختی برخوردارند و ایجاد و فهم آنها در جهانی بینالاذهانی برای حیوان ادبیاتپرداز، مزیتی زیستی و یک سازگاری به شمار میرود.