خطاب و فراخوانی جنسیتی سوژه‌ها در داستان‌های صادق هدایت

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان

2 دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان

doi
10.22124/naqd.2020.15824.1950
چکیده

بنا به رخدادهای اجتماعی- فرهنگی ایران پس از مشروطیت، شکل­های فراخوانی سوژه­های انسانی و وجوه برساخت هویتی آنان تغییرکرده؛ این امر بر برساخت سوژه­های داستانی اثر گذاشت. یکی از این موارد شکل متمایز فراخوانی جنسیتی سوژه­های زن است که در همان داستان­­های آغازین ادبیات معاصر فارسی بویژه در داستان­های صادق هدایت دیده می­شود. در این نوشتار با نگاهی برساخت­گرایانه، خطاب و فراخوانی جنسیتی سوژه­ها در داستان­های صادق هدایت طبقه­بندی و تفسیر شده‌است. برای تبیین سطح کلان بحث، به نظریه آلتوسر و برای تحلیل دلالت­های متنی­­ به آرای گافمن، براون و لوینسون استناد شده‌است. نتیجه نشان می­دهد که برساخت موقعیت/ وضعیت هر یک از سوژه­های داستانی حاصل سه سطح  فراخوانی تنانه، کنش­­محور و متعلقات­محور است که بر زبان راویان یا سوژه­های­ داستانی جاری شده و همین خطاب­ها سبب وجهه مثبت یا منفی سوژه­ها شده‌است. البته در خطاب و فراخوانی تنانه، اگرچه توصیف بدن­­ها به شکل ابژکتیو و عینی صورت گرفته‌است، به هنگام ارزیابی­ و قضاوت درباب همان بدن­ها، معیار وجهه­بخشی، ذهنی- ذوقی و مبتنی بر معیارهای زیبایی­شناختی کلاسیک است. برعکس سطح مذکور، بنا به غلبه نگاه رئالیستی بر متن­ها، در فراخوانی­های کنش و متعلقات­محور، مناسبات طبقاتی و شکل­های سلیقه و مصرف سوژه­های موضوع فراخوانی، ملاک انواع وجهه­بخشی است. بر همین اساس اگرچه کلیت برساخت جنسیتی سوژه­های زن داستان­های هدایت همسو با فردیت­گرایی جهان معاصر بر مناسبات شخصی و تاریخی سوژه­ها استوار است، ملاک­های وجهه­بخشی در آن، به صورت مرزی و توأمان بر مبنای انواعی از معیار­های معرفتی- زیبایی­شناختی کلاسیک و معاصر سامان یافته‌است.