رابطه راهبرد خودنظم‌دهی فراشناختی و اهداف پیشرفت با سبک‌های تصمیم‌گیری در دانشجویان

نویسندگان

1 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه پیام‌نور

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی

doi
10.22084/j.psychogy.2018.12355.1496
چکیده

هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه بین راهبرد خودنظم­دهی فراشناختی و اهداف پیشرفت با سبک‌های تصمیم‌گیری دانشجویان انجام شد. روش: این مطالعه بر روی 379 دانشجو (219 مرد و 160 زن) که به روش نمونه‌گیری طبقه­ای نسبتی از میان کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه آزاد تبریز انتخاب شده بودند انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های راهبردهای انگیزشی برای یاد­گیری پینتریچ و همکاران (1991)، پرسشنامه اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران (1998) و پرسشنامه سبک‌های تصمیم­گیری اسکات و بروس (1995) گردآوری شد. روایی آنها با استفاده از روایی محتوا توسط کارشناسان تأیید و پایایی آنها از طریق محاسبه ضریب آلفای­کرونباخ به‌ترتیب 81/0 و 83/0 و 76/0 برآورد گردید تحلیل داده­ها با نرم‌افزار spss و به کمک روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری انجام گرفت. یافته­ها: براساس نتایج، راهبردخودنظم­دهی فراشناختی، پیش‌بینی­کننده مثبت و خوبی برای سبک تصمیم‌گیری عقلایی می‌باشد. همچنین راهبرد خود نظم­دهی فراشناختی، سبک تصمیم‌گیری آنی را به‌صورت منفی و معکوس پیش‌بینی می‌کند. اهداف پیشرفت اجتنابی به‌صورت منفی و معکوس سبک تصمیم عقلایی را پیش‌بینی می‌کند. اهداف پیشرفت تبحری، سبک تصمیم‌گیری شهودی و اجتنابی را به‌صورت منفی و معکوس پیش‌بینی می‌کند. اهداف پیشرفت عملکردی پیش‌بینی کننده معنی‌داری برای سبک‌های تصمیم‌گیری نبود. نتیجه­گیری: بنا به اهمیت راهبرد خود نظم‌دهی فراشناختی و اهداف پیشرفت، تقویت این راهبرد و اهداف در دانشجویان می‌تواند در به‌کارگیری سبک تصمیم­گیری مناسب و پرهیز از سبک ­تصمیم‌گیری نامناسب نقش مهمی داشته باشد.