مسئلۀ شر در الهیات پویشی و حکمت متعالیه

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیأت علمیِ گروه ادیان و فلسفۀ دانشگاه کاشان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه کاشان

doi
10.22059/jpht.2017.109574.1005182
چکیده

بیشتر مباحثی که در اندیشه‌های فلسفی و کلامی غرب، دربارۀ مسئلۀ شر مطرح شده‌اند، به جنبۀ نظری آن، (آن‌گونه که در ساختار کتاب مقدس بیان شده است) توجه داشته‌اند. این مباحث اغلب با اشاره به منطقی بودن مسئلۀ مذکور، ناسازگاری قدرت و علم مطلق خدا و رحمت واسعۀ او، وجود انواع مختلف شر در عالم را چالشی جدی پیش روی مؤمنان دانسته‌اند. الهیات پویشی به‌عنوان جنبش نوینی در مباحث کلامی - فلسفی با بهره‌گیری از دیدگاه‌های فلسفی وایتهد و پیروان او در مکتبشیکاگو، با ارائۀ تبیین و توصیف یکسره متفاوتی از تبیین سنتیِ مطرح در ادیان، به‌نوعی با تغییر دادن یا پاک کردن صورت مسئلۀ مورد بحث، سعی در یافتن راه حلی برای پاسخگویی به مسئلۀ شر داشته است. انکار قدرت مطلق خداوند و علم او به آینده، ارائۀ تفسیر متفاوتی دربارۀ ارتباط میان خدا و جهان و نیز تفکیک شر ظاهری از شر واقعی، از مهم‌ترین مبانی الهیات پویشی در مواجهه با مسئلۀ شر محسوب می‌شود. در جستار حاضر، برآنیم تا با تکیه بر آرای فلسفی و کلامی ملاصدرا، به‌ویژه اصالت وجود، تشکیک وجود، عدمی و نسبی بودن شر، رویکرد الهیات پویشی در مواجهۀ با مسئلۀ شر را نقد و بررسی کنیم.