بررسی و تحلیل اندیشه‌های سوسیالیستی در شعر دو شاعرحزبی فارسی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.22124/naqd.2020.13178.1723
چکیده

انقلاب مشروطه ایران (1285) و پیامدهای آن درهای تازه‌ای به روی مردم گشود و به­ویژه شاعران را با موضوعات اجتماعی و فرهنگی جدیدی همچون دردها و مشکلات مردم مواجه کرد که پیش از آن از اولویت‌های شعر شمرده نمی‌شد. پس از مشروطه، شکل‌گیری احزاب چپگرا و وقوع جنبش‌ها و انقلاب­های سوسیالیستی و نظام‌های سیاسی برآمده از این انقلاب‌ها که از سده بیستم میلادی نخست در روسیه تزاری و سپس دیگر نقاط جهان رخ داد، بر بخشی از ادبیات ایران تأثیر گذاشت؛ بعلاوه، شعارهای سوسیالیست‌ها با آرمان‌ها و نیازهای بعضی از روشنفکران و کنشگران اجتماعی و فرهنگی ایران، ازجمله نویسندگان و شاعران، مطابق افتاده ‌بود. بر این اساس، گروهی از شاعران از مشروطه به این سو با گرایش یا عضویت در احزاب چپ، با رویکردی سوسیالیستی به اوضاع کشور توجه نشان دادند و با مظاهر نظام سرمایه‌داری به مبارزه پرداختند. این اندیشه­ها در شعر آنان بازتاب بسیاری داشته‌است. در این مقاله ضمن اشاره به اندیشه و اصول و مفاهیم سوسیالیسم و سرچشمه‌های ورود آن به ایران، بازتاب این اندیشه‌ها و مفاهیم را با ذکر شواهدی در شعر لاهوتی و افراشته  -شاعرانی که رسماً عضو حزب سوسیالیستی بوده‌اند- بررسی کرده­ایم. اعتراض به فاصله طبقاتی، برابری حقوق، دفاع ازحقوق کارگران و دهقانان و غیره مهمترین موضوعاتی است که این گروه با به کارگیری واژگان خاص شاعران سوسیالیست، در شعر خود وارد کرده‌اند.