مبانی انسان‌شناختی هوش معنوی و اصول و روش‌های تربیتی مرتبط با آن از منظر مولانا

نویسندگان

1 استاد، دانشکده ادبیات ‌و‌ علوم‌ انسانی، دانشگاه ‌شهید‌ باهنرکرمان، کرمان، ایران

2 نویسنده مسئول:دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، بخش علوم ‌تربیتی، دانشکده ادبیات ‌و ‌علوم ‌انسانی، دانشگاه شهید ‌‌‌باهنر‌ کرمان‌، کرمان، ایران

3 استاد،گروه فلسفه تعلیم ‌و‌ تربیت، بخش ‌علوم ‌‌تربیتی، دانشکده ادبیات ‌و‌ علوم‌ انسانی، دانشگاه ‌شهید‌ باهنرکرمان، کرمان، ایران

4 دانشیار، گروه روان شناسی شناختی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
چکیده

هوش معنوی، بالاترین سطح هوش است، که ظهور و ابراز آن، با معنویت در ارتباط است. هدف پژوهش حاضر، بررسی مبانی انسان‌شناختی هوش معنوی و استنتاج اصول و روش‌های تربیتی مرتبط با آن از منظر مولاناست. این پژوهش در زمره  تحقیقات کیفی است که در آن از دو روش، توصیفی- تحلیلی و استنتاجی (روش بازسازی‌شده فرانکنا) استفاده شده است. نتایج پژوهش این‌گونه نشان داد که می­توان مواردی نظیر:اصالت هوش و اندیشه، امکان درک معنا، پذیرش ربوبیت الهی، درک نیاز انسان به بازگشت به اصل خویش  و دو ساحتی بودن انسان را به‌عنوان مبانی انسان‌شناختی هوش معنوی از منظر مولانا، مطرح ساخت.بر اساس این مبانی، اصولی همچون تربیت عقل و هدایت اندیشه، برخورداری از علم تحقیقی، پذیرش شریعت و پیمودن مسیر طریقت، خودشناسی و صفای باطن ارائه شده است.بر اساس این اصول، می‌توان اظهار داشت، به‌کارگیری روش‌هایی همچون مصاحبت با صاحبان عقل کلی، هدایت و اصلاح اندیشه، ترک خودبینی و انانیت در برابر خداوند، سکوت، تقویت روحیه حقیقت‌جویی، آموزش حکمت دینی، درمان بیماری‌های روحی و اخلاقی، تأمل در خویشتن، مراقبه و... برای پرورش هوش معنوی مؤثرند.