ارزیابی تئودیسۀ اعتراض در پاسخ به مسئلۀ شر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفۀ دین، پردیس فارابی دانشگاه تهران

2 استادیار گروه فلسفۀ دین، دانشگاه ادیان و مذاهب

doi
10.22059/jpht.2017.213553.1005386
چکیده

«تئودیسۀ اعتراض» از تئودیسه‌هایی است که در الهیات پساهولوکاستی شکل گرفت و در پی آن است تا با گله و شکایت مؤمنانه از خدا، امید به رفع شر از سوی خدا را تقویت کند و با شورش، خدایی را خطاب قرار دهد که قدرتش با هیچ قاعدۀ عقلانی یا اخلاقی محدود نمی‌شود و یکسره به ارادۀ مطلق خویش وابسته است. انتظار تئودیسۀ اعتراض این است که خدا بی‌حساب و کتاب شرایط را به نفع شخص رنج‌کشیده تغییر دهد. در این مقاله می‌کوشیم به نقد و بررسی تئودیسۀ اعتراض بپردازیم. تئودیسۀ اعتراض در مقایسه با سایر تئودیسه‌ها مزایا و کاستی‌هایی دارد و رویکرد آن نسبت به دیگر تئودیسه‌ها که به‌نحو حداکثری در مقام یافتن انگیزه‌ها و دلایل خدا هستند، معتدل و شکاکانه بوده و به‌جای رویکرد نظری و ناظرمحور، به‌دنبال رویکرد عملی و قربانی‌محور است. به‌صورت همزمان به مسئلۀ عقلی و عاطفی شر پاسخ می‌دهد و بیش از آنکه دغدغۀ حل مسئلۀ الهیاتی و فلسفی شر را داشته باشد، دل‌نگران حل مسئلۀ بشری و انسانی شر با رویکردی انسان‌گرایانه است. از دیگر سو نقص‌ها و ابهاماتی در تئودیسۀ اعتراض وجود دارد که فیلسوفان دینی چون هیک، گریفین، دیویس و فیلیپس به آنها اشاره کرده‌اند. نقص‌هایی مانند ناسازگاری‌هایی که از مفاهیم اختیار انسان، قدرت مطلق خدا، عشق خدا، خیرخواهی خدا و امید به خدا با اعتراض برمی‌آید. این اشکال‌ها نیز خود جای نقد و ارزیابی دارد.