تعریف، عینیت و تعداد صفات جوهر الهی در اندیشۀ اسپینوزا
نویسندگان
1 استادیار، پردیس فارابی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpht.2017.237246.1005479چکیده
مسئلۀ صفات خداوند هم در حوزۀ مباحث الهیاتی (کلامی) و هم فلسفی، اهمیت ویژهای دارد و میتوان از جهات مختلف معناشناختی، معرفتشناختی و هستیشناختی در خصوص آن به بحث نشست. اسپینوزا فیلسوف عقلگرای سدۀ هفدهم که متافیزیک خود را مبتنی بر تصور خدا بهعنوان علت اولی و تنها جوهر موجود میسازد، تصور تام خدا را به تصور صفات خداوند منوط میداند و از این مجرا به بحثهای مختلفی در این زمینه میپردازد. در این تحقیق سعی بر این بوده است تا به پرسشهایی در زمینۀ تعریف، عینیت و تعداد صفات جوهر الهی در اندیشۀ اسپینوزا پاسخهای نظاممند داده شود. روش تحقیق در این مقاله توصیفی - تحلیلی و بر اساس تحقیق کتابخانهای - اسنادی است. به اختصار میتوان گفت که اسپینوزا در دیدگاه نهایی خود، صفات را معرفتپذیر، مقوّم ذات جوهر، عینی و ناوابسته به ذهن فاعل شناسا و از نظر عددی نامتناهی میداند. او همچنین بین صفات خدا و خصوصیات او قائل به تمایز است. همچنین نشان داده خواهد شد که دیدگاه اسپینوزا در بحث صفات، تغییراتی را نیز به خود دیده است.