هستیشناسی مخاطب درونمتنی در شعر موج نو
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گنبد کاووس
doi
10.22124/naqd.2020.13241.1729چکیده
از منظر جهاننگری بهشدت زیر تأثیر مدرنیسم و اگزیستانسیالیسم بود و از اینرو شعری ذهنیتگرا و خوداندیشانه است. در شعر موج نو، شناخت و گفتوگوی سوژه از طریق برونافکنی و نمایش گفتوگو امکانپذیر میشود که شاعر آن را «تو» خطاب میکند. بسامد این طرز خطاب به اندازهای است که برای موج نو نوعی ویژگی محسوب میشود. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی هستیشناسانه ضمیر مخاطب «تو» در شعر موج نو میپردازد. این بررسی نشان میدهد که دامنه مدلولی و ارجاعی ضمیر «تو» به رغم نمایش بیرونیاش، در بیشتر موارد، خودارجاع است. به بیان دیگر، «تو» نوعی خطاب نمایشی است که هویتی روایی برمیسازد و به شاعر مجال میدهد که در رفت و برگشت به خود و بیرون از خود، زمینههای شناخت دقیقتری از هویت شخصیِ خود فراهم کند. با وجود این، دامنه مدلولی «تو» به جانب «دیگری» بهمثابه وجودی بیرونی و مستقل نیز کشیده میشود تا شناخت از «خود» و جهان پیرامون خود را غیرشخصی و تکمیل کند. بنابراین، خطاب به «تو» بهمثابه «خود»، «همان» و «دیگری»، ماهیتی شناختی دارد و آنجا که شاعر به برون از خود نظر بیفکند، مفاهیمی چون عدالت و آزادی و انسانیت در شعر نمود مییابند و «تو»، دلالت سیاسی و اجتماعی نیز به خود میگیرد.