نظریه افتراق زنان و تحلیل آن در رمان هرس نوشته نسیم مرعشی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی بناب
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی بناب
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران
doi
10.22124/naqd.2020.12199.1623چکیده
فمینیستها تعاریف موجود از «زن» را در سامانهای اجتماعی بشری، نه بازشناخت واقعی از او، بلکه شناسایی هژمونی فرهنگ مردانه از زن میدانند و در مقام راهکار، زنان را دعوت به «افتراق و استقلال» مینمایند. نظریه افتراق در دیدگاههای مختلف فمینیستی، تعاریف مختلفی از جوامع مادرسالار و آرمانشهرهای تکجنسیتی تا خلوتگاههای شهودی مییابد؛ اما دستاورد منظور و موعود همه نظریههای پیرامون افتراق، کمک به پاک کردن انگارهها و باورداشتهای معهود از زن است، برای آنکه به هستیشناختی حقیقی از اصالت و عاملیت خود دست یابد. در این مقاله، به روش تحلیل محتوای قیاسی، دلایل و نیز نتایج حاصل از استقلال زنانه موجود در رمان هرس را براساس نگرشهای فمینیستی ارائهشده در باب نظریه افتراق بازجستهایم. آنچه از این جستجو بهدست آمد اینکه: اگرچه استقلال زنان در رمان هرس شباهت به نوعی تنبیه یا تبعید خودخواسته دارد، اما حداقل در مورد شخصیت اصلی داستان، نوال، منجر به رسیدن به خودباوری، استقلال، آرامش، عاملیت و هماهنگی و اتحاد با عناصر هستی گشتهاست که ناشی از نوعی سفر شهودی در خود است، یعنی همان چیزی که نظریه افتراق به آن توجه دارد.