سازوکار ترجمه‌ها در غرابت‌زدایی از گفتمان نقد و نظریه ادبی با تمرکز بر ارتباط «لحن»، «صدا» و «قدرت»

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

doi
10.22124/naqd.2020.13215.1726
چکیده

مقاله پیشِ­رو قصد دارد به بررسی میزان تأثیرگذاری ترجمه­ها در بیگانه­نمایی گفتمان نقد و نظریه ادبی در ایران بپردازد. نظریه­های جدید ادبی در ایران گاه با مخالفت­هایی رو­به­رو بوده­اند. این نظریه­ها گاه به بیگانگی با سنت نقد ادبی ما و گاهی به نامفهومی و پیچیدگی متهم شده­اند. جدا از دشواریِ بنیادین نظریه­های ادبی و پیش­زمینه­هایی که دانستن­شان باز هم فهم نظریه­ها را دشوارتر می­کند، به ­نظر می­رسد گاهی ترجمه­ها در دامن­زدن به پیچیدگی­ و دشواری این نظریه­ها سهیم بوده­اند. «لحنِ ترجمه» به­ عنوان یکی از عناصر اساسی ترجمه، همواره برای نظریه­پردازان و منتقدان این حوزه اهمیت داشته­است. این گروه برآنند که مترجمان گاه با انحراف از لحنِ متن مبدأ و فراتر بردن سطح آن از سطح فهم عموم مخاطبان، می­توانند در انحصاری کردن و خصوصی­سازیِ یک حوزه دانشی نقش مهمی ایفا کنند و بدین طریق بر اقتدار گفتمان آن حوزه بیفزایند. در این مقاله با ارائه نمونه­هایی از ترجمه­های مربوط به نظریه­های ادبی کوشیده­ایم نشان­دهیم که انحراف از لحنِ متنِ مبدأ (از طریق افراط در سره­گرایی، کهن­گرایی یا عربی­گرایی) چگونه می­تواند به ابزار تفوّق گفتمانی، اعمال قدرت بر مخاطبان و مقهورسازی ایشان تبدیل شود