تحلیل اثر متقابل ژنوتیپ و محیط بر عملکرد دانه ژنوتیپ‌های نخود با استفاده از مدل‌های AMMI و بای‌پلات GGE

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی، مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، مراغه، ایران

2 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران عضو هیئت علمی، مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، مراغه، ایران

4 عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی، آموزش و منابع طبیعی کردستان، سنندج، ایران

5 عضو هیئت علمی، مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، شیروان، ایران

doi
10.22059/ijfcs.2020.293594.654662
چکیده

در پژوهش حاضر، 18 لاین و رقم نخود سفید در سه ایستگاه سردسیری دیم شامل مراغه، کردستان و شیروان به مدت سه سال (1392-95) ارزیابی شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که اثرهای محیط، ژنوتیپ و تعامل ژنوتیپ و محیط معنی­دار بودند. تحلیل تغییرات اثر متقابل ژنوتیپ و محیط با استفاده از مدل AMMI حاکی از معنی­دار بودن تغییرات ناشی از دو مؤلفه اصلی تعامل با توجیه 9/67 درصدی بود، درحالی­که این دو مؤلفه در روش بای­پلات GGE حدود 65 درصد از تغییرات را توجیه نمودند. نتایج ارزیابی پایداری ارقام با استفاده از آماره­های AMMI بسیار مشابه با بای­پلات AMMI2 بود. این تشابه تا حدودی میان روش بای­پلات GGE و AMMI نیز مشاهده شد. در هر دو روش، محیط­ها به گروه­هایی با ژنوتیپ­های برتر جداگانه تقسیم شدند و رفتار برخی مکان‌ها در گزینش ژنوتیپ‌ها در همه سال­ها مشابه و در برخی دیگر متفاوت از هم بود، بنابراین نتیجه­گیری شد که الگوی تکرارپذیری ژنوتیپ­های برتر در هر مکان تحت شرایط دیم، با چالش همراه است. ارقام شاهد ثمین، قزوین و جم، عملکرد دانه و پایداری عملکرد مطلوبی از خود نشان دادند. با وجود این­که امکان انتخاب ژنوتیپ­های پرمحصول و پایدار در بین لاین­ها نسبت به ارقام شاهد ضعیف بود، اما ژنوتیپ­های شماره یک، سه، شش، 12 و 14 با توجه به عملکرد بالا می­توانند در سازگاری خصوصی مورد استفاده قرار گیرند و منابع ژنتیکی مطلوبی برای معرفی ارقام متحمل به تنش خشکی و سرما در دیم­زارهای مورد مطالعه باشند.