هرمنوتیک روایت و قصص قران کریم در تفسیر عرفانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دین‌پژوهی دانشگاه ادیان و مذاهب قم

2 دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

3 دانشجوی دکتری دین‌پژوهی دانشگاه ادیان و مذاهب قم

doi
10.22059/jpht.2017.113102.1005200
چکیده

تفسیر عرفانی یکی از روش‌های تفسیری است که بر پیشاادراکی همچون رمزی بودن وحی و زبان دین، ضرورت انکشاف قصد آیات و توجه به مغز و حقیقت سخن استوار است؛ به بیان دیگر تفهیم باطنی و لبّ سخن، رهیافت بنیادین و پراهمیت تفسیر عرفانی است. عرفا و فیلسوفان مسلمان از رمزی بودن زبان دین، برای انکشاف معنای باطنی قصص و روایت‌های قرآنی یا به‌عبارتی کشف سویه‌های پنهان متون دینی از طریق «هرمنوتیک روایت» بهره برده‌اند. در این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی خصایص هرمنوتیک روایت با توجه به مبانی ریکور، در آثار عرفا و فیلسوفان مسلمان پرداخته‌ایم. نتایج به‌دست‌آمده حکایت دارند که هرمنوتیک روایت با رویکرد تازه‌ای به روایات و قصص دینی، خوانش جدیدی در این باب عرضه می‌کند. همچنین با خصیصۀ رمزی بودن، چندمعنایی و تفهیم باطنی، موجب توانمندی زبان می‌شود و خلق معانی تازه را به‌همراه دارد. فراتاریخی و بی‌زمان بودن، ساحت جدیدی از زمان را طرح می‌کند که موجب تبدیل شدن زمان طبیعی و ریاضی به زمان انسانی (که زمانی نامیراست) می‌شود؛ در این حالت روایت‌ها و قصص دیگر مختص قوم و فرهنگ خاصی نخواهند بود، بلکه می‌توانند به دنیاها و زمان‌های دیگر نیز سفر کنند. مطالعۀ این قصص و روایات در تفسیر عرفانی، حاکی از این امر است که هدف اصلی این متون، انتقال معانی ساده و سطحی واژگان نبوده، بلکه هدف روح و معانی ناآشکار و رمزی نهفته در آنها‌ست که به‌کمک دانش هرمنوتیک روایت، لایه‌های چندگانۀ معانی، تأویل و رمزگشایی می‌شوند.