تکنولوژی انضباطی و بدن برساخته در داستان‌های مدرسه

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

doi
10.22124/naqd.2019.13751.1772
چکیده

تقابل­سازی روح و بدن و توجه به انسان به­مثابه موجودی روحانی در دستگاه فلسفی افلاطون شکل گرفت. این دوگانه­انگاری و تفکر دوشقی تا قرن بیست در بدنه فلسفه غرب جاری بود. اواخر قرن بیستم با مطالعات فیلسوف پدیدارشناس، موریس مرلوپونتی بدن و همبسته­ها و وابسته­های مفهومی- تصویری آن، نقطه کانونی پژوهش­ها و مطالعات بسیاری شد. جامعه­شناسی بدن، نظریه بدن، بدن فرهنگی و بدن گفتمانی، بدن را به­مثابه متن/ پدیده­ای فرهنگی- اجتماعی تحلیل و واکاوی می­نمایند. هر گفتمانی، بدنی متفاوت با ریخت و سلوک بدنیِ مطلوب خویش را بازنمایی و بازآفرینی می­کند. جستار حاضر از منظر جامعه­شناسی بدن و با تکیه بر اندیشه­های میشل فوکو داستان­های مدرسه را بازخوانی و تحلیل می­کند و نشان می­دهد که چگونه تکنولوژی انضباطی در داستان­های مدرسه با تکیه بر اصل رؤیت­پذیری/ سراسربینی با مهندسی ساختمان- مدرسه، نظارت سلسله­مراتبی، جزئی­ترین رفتارهای بدنی را در هر مکانی، رصد می­کند. نگاه میکروسکوپی، نقاط مقاومت دانش­آموزان را با مجازات انضباطی، پاسخ می­دهد و به این طریق، سوژه­ها را تنبیه، پایگان­مندی و قضاوت می­کند. سوژه­شدگی محصول دیگر تکنولوژی انضباطی است. مجریان انضباطی با خطاب­های حیوانی (گوساله، الاغ، سگ و غیره) بدنی حیوانی به دانش­آموزان تحمیل می­کنند. در پروسه سوژه­سازی، به­تدریج همبسته­های ریخت بدنی جدید در دانش­آموزان نقش می­بندد و آنها باور می­کنند که چون حیوانات نفهم، کودن و بی­شعورند.