نگاهی انتقادی به گفتمانهای قدرت و جنسیت در داستان کوتاه «شازدهخانم» نوشته شیوا ارسطویی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
3 استاد بخش زبانهای خارجی و زبانشناسی دانشگاه شیراز
doi
10.22124/naqd.2019.11924.1602چکیده
دهههای هفتاد و هشتاد را میتوان دوران تثبیت ادبیات زنان و شکلگیری گفتمانی زنانه دانست. شیوا ارسطویی ازجمله نویسندگانی است که با محور قراردادن زنان سعی میکند از مفهوم زنانگی در آثارش کلیشهزدای کند. این مقاله به بررسی انتقادی دو گفتمان قدرت و جنسیت و ارتباط آنها با یکدیگر در داستان «شازدهخانم» پرداختهاست. داستان در دو سطح درونی و بیرونی پیش میرود. در سطح بیرونی، گفتمان سیاسی حاکم به واسطه انقلاب در حال دگرگونی است و به تبع آن جایگاه سوژگی افراد در جامعه نیز در حال تغییر است. این تغییرات تعریف زن و زنانگی را نیز شامل میشود. در سطح درونی، راوی خود را در مرز بین سنت و مدرنیته مییابد. او به پشتوانه خودآگاهی اجتماعی، از پذیرفتن بیچون و چرای بخشی از سنت سر باز میزند اما همچنان در جامعه مردسالار در جایگاه فرودست باقی میماند. این تغییرات یکسویه نیستند. همانطور که دگرگونی در گفتمان قدرت، تحول در گفتمان جنسیت را به دنبال دارد، تغییر گفتمان جنسیت و هویت جنسی نیز خودآگاهی زنان نسبت به حقوق و مطالباتشان را در پی دارد که سطوح بالاتر اجتماعی را وادار به پذیرش موجودیت آنها و سازگار کردن خود با تعاریف جدید میکند.