طراحی و ارزیابی الگوی تأثیر کارآفرینی اجتماعی بر کاهش مشکلات کودکان کار (موردکاوی شهر کرمانشاه)
نویسندگان
1 گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و کارآفرینی، دانشگاه رازی
3 گروه مدیریت و کار آفرینی،دانشکده اقتصاد و کارآفرینی،دانشگاه رازی،کرمانشاه
doi
10.22059/jed.2024.358039.654176چکیده
زمینه: پدیده "کودکان کار" یک مسئله اجتماعی است که عدم توجّه به آن، سلامت بخش وسیعی از جامعه را تهدید میکند. یکی از اقدامهای مؤثر برای حل این مسئلۀ، بهرهگیری از تلاشهای کارآفرینانۀ اجتماعی است. موضوعی که کمتر موردتوجه مجامع علمی قرار گرفته است در نتیجه این خلأ تئوریک و تجربه صحیح اجرایی؛ سیاستگذاران و سایر کنشگران اغلب بدون برنامه و استراتژی خاص عمل کرده و در برخی موارد ممکن است اقداماتی مستقل و حتی متضاد و مغایر با هم داشته باشند. هدف: هدف این پژوهش شناسایی حوزههای اثرگذاری کارآفرینی اجتماعی، شناسایی ابعاد و اثرات این موضوع و ارائۀ مدلی برای بهبود مشکلات کودکان کار در شهر کرمانشاه است. روش پژوهش: این پژوهش اکتشافی، کاربردی و با رویکردی آمیخته (کیفی - کمی) در سال 1400-1399 انجام گرفت. شیوۀ گردآوری دادهها توصیفی (غیرآزمایشی) است. ابزار جمعآوری دادها در بخش کیفی مصاحبه نیمهساختارمند میباشد. جامعۀ موردمطالعه این پژوهش در بخش کیفی 20 نفر از مدیران و کارشناسان خبره و افراد فعال مؤسسات غیردولتی، سازمانهای مردمنهاد، اداره بهزیستی، کمیته امداد امام (ره) و شهرداری کرمانشاه به روش نمونهگیری هدفمند و بهصورت گلولهبرفی انتخاب و پس از اشباع نظری، دادهها به روش دادهبنیاد در سهمرحله (کدگذاری باز، کدگذاری محوری وکدگذاری انتخابی) تجزیهوتحلیل شدند. رویکرد مورد استفاده داده بنیاد در این پژوهش، رویکرد نظاممند اشتراوس و کوربین میباشد. در بخش کمی ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بود. برای روایی پرسشنامه سؤالات مورد بررسی و بازنگری استاد راهنما و مشاور قرار گرفت تا سؤالات طراحی شده پژوهشگر را به مقصود خود برساند. برای پایایی پرسشنامه از شیوۀ ضریب مک دونالد استفاده و در نهایت ضریب پایایی پرسشنامه 841/0 محاسبه شد. جامعۀ آماری در قسمت کمی پژوهش شامل 314 نفر ازسازمانهایی درکرمانشاه که شامل: : سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، دادگستری، شهرداری، اداره کار واموراجتماعی ، اداره بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تأمین اجتماعی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، جمعیت هلال احمر، جمهوری اسلامی ایران، اداره آموزش و پرورش، کمیته امداد امام، جمعیتها و انجمنهای خیریه و تشکلهای غیردولتی(سمن ها ومراکز مردم نهاد) بود و نمونۀ آماری براساس جدول مورگان، 175 نفر از همین جامعۀ آماری برای انجام پژوهش انتخاب شدند.یافتهها: در بخش کیفی سه عامل علّی، هشت عامل مداخلهگر، سه عامل زمینهای، چهار عامل راهبردی و سه عامل پیامد شناخته و تأیید شدند. در بخش کمی مقدار آماره T بیشتر از 96/1 محاسبه شد و مقدار معناداری نیز در سطح اطمینان 95 درصد کمتر از 05/0 به دست آمد و فرضیات مورد پذیرش قرار گرفت. دادهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار 3- SMART PLS تجزیهوتحلیل گردید. نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان داد کارآفرینی اجتماعی تأثیر مثبت و بسزایی بر بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی کودکان کار دارد. مجموع متغیرهایی اثرگذار بهصورت مستقل یا درهمتنیده در شکلگیری و سطح اثرگذاری آن مؤثرند. مدل استخراج شده در بخش کیفی، در بخش کمی مورد تأیید قرار گرفته است.