انحای استمداد از اولیای الهی و وجوه اختلاف در آن

نویسندگان

1 دانشیار پژوهشکدۀ دانشگاه ادیان و مذاهب

2 سطح خارج حوزۀ علمیۀ قم و دکتری مذاهب کلامی دانشگاه ادیان و مذاهب

doi
10.22059/jpht.2017.62422
چکیده

مسئلۀ استمداد از اولیای الهی از جملۀ مسائل کلامی است که بین مسلمانان از اهمیت خاصی برخوردار است. اصل این آموزه هرچند مسلّم و پذیرفتنی است، در برخی از اقسام و نحوۀ آن اختلافاتی بین مذاهب اسلامی وجود دارد. در یک نگاه کلی، توسل، شفاعت و استغاثه که از اقسام استمداد محسوب می‌شوند، سه حکم را در اسلام به‌دنبال می‌آورند. حکم اول، عدم اشکال و جایز بودن همۀ آنهاست؛ حکم دوم، تحریم کلی اقسام آن است و حکم سوم تفصیل دارد. یعنی برخی از این اقسام محل اشکال و برخی دیگر جایز هستند. وهابی‌ها از جملۀ کسانی هستند که در زمینۀ توسل، شفاعت و استغاثه، نظر بسیار تند و تکفیری دارند؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مسلمانان را با حربۀ تکفیر و تهمت شرک از دایرۀ اسلام بیرون می‌دانند و قتل آنها را نیز جایز می‌شمارند. در پژوهش حاضر با کاویدن زوایای مختلف استمداد از اولیای الهی در قالب توسل، شفاعت و استغاثه، اقسامی شانزده‌گانه را برای موارد مذکور ترسیم و محل نزاع با مخالفان را تقریر می‌کنیم. گفتنی است که از این اقسام، پنج قسم به توسل مربوط است که در یک حالت از آن، بین شیعه و وهابیت اختلاف وجود دارد. پنج قسم دیگر به شفاعت ارتباط دارد که در یک قسمت آن اختلاف است. شش قسم دیگر هم به استغاثه مربوط است. در نهایت با این تقریر، خوانندۀ گرامی متوجه می‌شود که صرفاً برداشتی نادرست و غیرعلمی و نداشتن توجه کافی به اقسام مسئله، سبب برداشت نادرستی از این مبحث شده است. زیرا در بیشتر این اقسام نظر وهابیت با نظر شیعه همسان است و آنها نیز این موارد را قبول دارند.