در هم کنش زبان هنری و تجربه دینی از چشم انداز هرمنوتیکی هانس-گئورگ گادامر

نویسندگان

1 دکتری فلسفۀ هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2017.62426
چکیده

تجربۀ دینی، تجربۀ منحصر به‌فردی در میان تجارب وجودی انسانی است و این مسئله به‌واسطۀ رابطۀ والایی است که از حقیقتی فرازمینی و غیرمادی سرچشمه می‌گیرد. مسئلۀ اساسی در اینجا چگونگی رابطۀ میان تجربۀ دینی و تجربۀ زیبایی‌شناختی(هنری) است. زبان هنری به‌عنوان زبانی ملموس، عینی و قابل فهم برای هر انسانی، چگونه در درون تجربۀ زیبایی‌شناختی به کمک تجربۀ دینی می‌آید؟ حقیقت دینی، امری وجودی است و لذا زبان آن آشکارکنندۀ وجود است. از آنجاکه حقیقت دینی به زبانی رمزی بیان می‌شود، برای همۀ انسان‌ها فهم‌شدنی نیست. فرض هرمنوتیک گادامر برآن است که حقیقت در قاب تصویر یا بر روی صحنۀ نمایش و دیگر نمونه‌های هنری به‌صورت عریان و فارغ از پیچیدگی‌های زبانی (زبان مکتوب) برای مخاطب عرضه می‌شود و فهم عمیقی به شکل ساده و عریانی به‌دست می‌آید. لذا،آنجا که زبان پیچیده و رمزی دین سنگین به‌نظر می‌رسد، زبان هنری (شعر و ادبیات، تئاتر، موسیقی، تصویرسازی و ...) این نقیصه را جبران می‌کند و مسیر انتقال مفاهیم دینی را هموار خواهد کرد. حال آنکه اثر هنری نیز با محتوای دینی، غنا و عمق دیگری می‌گیرد و لذا تجربۀ دینی و زیبایی‌شناختی در ساحت هرمنوتیک، در هم‌کنشی متقابل برقرار می‌کنند که به بسط وجودی منجر می‌شود.