خداناباوری اصلموضوعی در اندیشه آلن بدیو
نویسندگان
1 دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفۀ دین، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22059/jpht.2016.61119چکیده
آلن بدیو، فیلسوف معاصر فرانسوی، در شمار اندیشمندانی است که ظرف یک دهۀ اخیر توجه بسیاری را در ایران برانگیخته و بخشهای متفاوتی از اندیشۀ او بررسی شده است. اما در میان پژوهشها و مباحث جاری پیرامون بدیو، نسبت اندیشۀ او با الهیات از جملۀ مباحثی بوده که از آن غفلت شده و با وجود اهمیت اساسی، از این زاویه به آثار او نگریسته نشده است. د نوشتار حاضر بر آنیم تا با تحلیل تأثیرات الهیاتی هستیشناسی بدیو، نحوۀ مواجهۀ او با ایدۀ خداوند را آشکار کنیم و از این طریق، بخش کوچکی از خلأ نظری را در این حوزه پوشش دهد. بر این اساس، در ابتدا توصیف بسیار مختصری از مبانی هستیشناسی بدیو ارائه خواهد شد تا امکان ورود به مبحث خداوند در این دیدگاه فراهم شود. در ادامه نیز با بررسی دقیقتر الگوی پیشنهادی بدیو در قالب گونهای خداناباوری اصلموضوعی، به برخی نقدهای ممکن بر این رویکرد اشاره خواهد شد.