تأثیر دوره آموزش تفکر انتقادی بر سبک های تصمیم‌گیری و سبک های حل مسأله

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز

2 استاد گروه روانشناسی دانشگاه پیام‌نور

doi
10.22084/j.psychogy.2017.11044.1391
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تفکر انتقادی، بر سبک‌های حل مسأله و سبک‌های تصمیم‌گیری دانشجویان بود. روش: جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان مقطع لیسانس دانشگاه‌های پیام نور شهر تهران در سال تحصیلی 94-95 بودند که از میان آنها 40 دانشجو به شیوه‌ی نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و با طرح پژوهش آزمایشی، از نـوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گـروه کنترل در گروه‌های آزمـایش و کنـترل گمـارده شدند (20 دانشجو در گروه آزمایش و 20 دانشجو در گروه کنترل). مداخلات مربوط به آموزش تفکر انتقادی به مدت 12 جلسه آموزشی 45 دقیقه‌ای طی دو جلسه در هفته بر روی دانشجویان گروه آزمایش انجام گرفت. ابزارهای مورد استفاده، پرسش‌نامه سبک حل مسأله کسیدی و لانگ (1996) و پرسشنامه سبک تصمیم‌گیری اسکات و بروس (1995) بود. داده‌های به‌دست‌آمده با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاکی از (MANCOVA) تفاوت معنادار بین گروه‌ها بود. نتایج آزمون تک متغیره نیز حاکی از وجود تفاوت معنادار در هر دو متغیر بود. نتیجه‌گیری: تفکر انتقادی، ترکیب توانایی‌های دانشجو و به حداکثر رساندن آن است که به ارتقای نمرات دانشجویان در نمره کل سبک تصمیم‌گیری و سبک حل مسأله منطقی و سبک حل مسأله خلاق و اعتمادبه‌نفس منجر می‌گردد؛ بنابراین می‌توان اذعان داشت که با رشد و پیشرفت سطوح تفکر انتقادی به‌عنوان توانمندی و قابلیتی اثرگذار بر سبک تصمیم‌گیری و سبک‌های حل مسأله، می‌باشد؛ و سطوح سبک تصمیم‌گیری کلی و منطقی و سبک حل مسأله خلاق و اعتمادبه‌نفس نیز در دانشجویان ارتقا خواهد یافت. از سویی سبک‌های حل مسأله غیر سازنده اجتنابی و شهودی و از سویی دگر سبک تصمیم‌گیری اجتنابی و شهودی کاهش یافت.