ارزیابی کارآمدی « تأویل گرایی» در فهم قرآن

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه خوارزمی

doi
10.22059/jpht.2016.61122
چکیده

هر گاه ظاهر آیات قرآن با دلایل بیرون از قرآن تعارض داشته باشد، فهمندۀ قرآن‌باور به معنای تأویلی که معنایی دورتر است، منتقل می‌شود. دلیل مخالف ظهور آیه، غالباً از داده‌های علوم عقلی، تاریخی و تجربی فراهم می‌آید. مقالۀ حاضر ضمن تقریر چیستی و چرایی عبور از «معنای ظاهری» به «معنای تأویلی»، از روایی یا ناروایی چنین فرایندی سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که اعتبار و کارآمدی برگزیدن «معنای تأویلی»، مُطلق و همه‌جایی نیست، بلکه این شیوه با موانع و محدودیت‌هایی روبه‌روست. مهم‌ترین چالش استفاده از راهکار «تأویل» آن است که گاه معنای تأویلی را نمی‌توان ارادۀ متکلم برای فضای نزول قرآن دانست. زیرا آن معنا، مبتنی بر داده‌های علوم جدید مطرح شده است و در فضای نزول، دلیلی برای عدول از ظاهر وجود نداشته است. افزون بر این، استشهاد به تأویل در مواجهۀ با قرآن‌ناباوران، کاربرد چندانی ندارد، زیرا ایشان، به خطاناپذیری قرآن (که خاستگاه عدول از معنای ظاهری است) التزام ندارند.