ارزیابی عملکرد و شاخصهای سودمندی کشت مخلوط سیاهدانه و شنبلیله در شرایط کنترل و عدم کنترل علفهای هرز
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه ژنتیک و تولید گیاهی، دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان،
2 استادیار گروه ژنتیک و تولید گیاهی دانشگاه ولی عصر رفسنجان (عج)
3 استادیار گروه ژنتیک و تولید گیاهی دانشگاه ولی عصر رفسنجان (عج)
4 استادیار گروه اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران
5 دانشجوی دکتری، گروه ژنتیک و تولید گیاهی دانشگاه ولی عصر رفسنجان (عج)
doi
10.22059/ijfcs.2019.253533.654452چکیده
بهمنظور بررسی نسبتهای مختلف کشت مخلوط سیاهدانه و شنبلیله بر عملکرد، اجزای عملکرد و درصد روغن در شرایط کنترل و عدم کنترل علفهرز، آزمایشی بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، در دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان در سال زراعی 1394 اجرا شد. تیمارها شامل ترکیب نسبتهای کشت مخلوط (کشت خالص سیاهدانه، کشت خالص شنبلیله، 25% سیاهدانه + 75% شنبلیله، 50% سیاهدانه + 50% شنبلیله و 75% سیاهدانه + 25% شنبلیله) و مدیریت علفهای هرز (کنترل و عدم کنترل) بودند. نتایج نشان داد که در کشت خالص، هر دو گیاه عملکرد بهتری داشتند، درحالیکه ارتفاع بوته، وزن هزار دانه و درصد روغن در الگوهای کشت مخلوط بیشتر بودند. الگوهای کشت مخلوط نسبت به کشت خالص، دارای مزیت نسبی بودند و در همه نسبتهای کشت مخلوط، مجموع عملکرد نسبی بیشتر از یک بود. کشت مخلوط 25% سیاهدانه + 75% شنبلیله در شرایط کنترل علفهایهرز بیشترین مجموع عملکرد نسبی (55/1) را داشت. کنترل علفهایهرز در الگوهای کشت مخلوط بهتر بود، بهطوریکه تعداد و وزن خشک علفهایهرز در کشت مخلوط بهطور معنیداری کمتر بود. درصد کاهش عملکرد شنبلیله در اثر حضور علفهایهرز در کشت خالص، 2/87 درصد و در الگوهای کشت 25 درصد سیاهدانه + 75 درصد شنبلیله، 75 درصد سیاهدانه + 25 درصد شنبلیله و 50 درصد سیاهدانه +50 درصد شنبلیله، بهترتیب برابر با 8/34، 1/27 و 25 درصد بود. بهطورکلی نتایج این پژوهش نشان داد که کشت مخلوط در الگوی 25% سیاهدانه + 75% شنبلیله، ضمن افزایش مجموع عملکرد نسبی، سبب بهبود کنترل علفهرز شد.