تحلیلی بر سوژه پسامدرن با مروری تطبیقی بر سیر نظریههای فلسفی و ادبی معاصر
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
doi
10.22124/naqd.2018.8114.1282چکیده
ارتباط میان ادبیات و فلسفه اگرچه سابقهای طولانی در تحقیقات علوم انسانی دارد اما مطابقه نظیربهنظیر نظریههای این دو نحله از علوم انسانی از موارد مغفولمانده است که در مقاله حاضر به آن پرداخته شدهاست. از میان نظریههای فلسفی و ادبی معاصر، در فلسفه، تجربهگرایی و در ادبیات، پساساختگرایی مبدأ تحلیل قرار گرفتهاست. سپس با گذار از ایدهآلیسم، شاخههای متفاوت پدیدارشناسی و فلسفه پستمدرن به مدرنیسم ادبی، پساساختگرایی و درنهایت پسامدرنیسم ادبی بررسی شدهاست. بهمنظور امکان تبیین وضعیتهای خاص انسانی در هر نحله از ادبیات و فلسفه، «سوژه» بهعنوان مابهازای انسان -در بعد اندیشندگیاش- مورد توجه نویسنده بودهاست. شیوه این مقاله توصیفی با روش گردآوری کتابخانهای است. مطابق نتایج این پژوهش، نگاه به مکتبها و شیوههای ادبی با دیدگاهی خاص از فلسفه، میتواند ابعاد تازهای از انسان را در متون ادبی بازنمایاند که مرحلهای فراتر از ویژگیهای شخصیتپردازانه در آثار ادبی است. در این مقاله، این ویژگیها با تأکید بر «سوژه پسامدرن» مورد توجه بیشتر قرار گرفتهاست.