دایانویای اسطوره چیست؟ پژوهشی در ساحت مغفول نظریه اسطورهشناختی نورتروپ فرای
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
doi
10.22124/naqd.2017.2524چکیده
فرای با الهام از نگرشهای اسطورهشناختی کاسیرر و الیاده و با بهکارگیری دیدگاههای فریزر و فروید و از سویی دیگر با پیگیری آرای منتقدان حلقۀ نقد نو به دیدگاهی ژرف در باب ساختار دوری و دیالکتیکی اسطوره نایل شد که به موجب آن شکلگیری اسطوره محصول دو سازوکار متفاوت به شمار میرود: گرایش اسطوره به نقل روایت در نظام دوری؛ و جهتگیری اسطوره به سمت ساختارهای کلامی خودایستا. فرای این سازوکار دوم را ذیل وجه مضمونمدار اسطوره بررسی میکند و معتقد است دایانویا یا معنا ساختار دیالکتیکی اسطوره است که از طریق پیکرهبندی، درهمتنیدگی و امتزاج تصاویر شکل میگیرد. با این همه، در قریببهاتفاق پژوهشهایی که به موضع نظری فرای میپردازند مبحث دایانویا عمدتاً مغفول ماندهاست. به این ترتیب، هدف از انجام این پژوهش آن است که با استخدام روش توصیفی-تحلیلی مبانی نظری فرای را در این باره نقد و بررسی کند و ضمن توجه به خاستگاههای نظری وی، سازوکار درونی دایانویا نیز تحلیل شود. در این بررسی مشخص میشود که دایانویای اسطوره با وجوه هیروگلیفی، هیراتیکی و دموتیکیِ بیان متلازم است و گذار اسطوره به سوی رُمانس، حماسه و نهایتاً تاریخ به واسطۀ عملکرد اصل جابهجایی ممکن میشود. در این گذار، اسطوره نامتبدل در نهایت به وجه واقعگرای ناتورآلیستی روی میآورد و اسطوره اگرچه پوشیده و نهفته میماند اما هرگز از میان نمیرود. بنابراین، به زعم فرای حتی آثاری که اساساً با رویکرد تاریخی نگاشته شدهاند این قابلیت را دارند که از طریق قرائت اسطورهشناختی تجزیه و تحلیل شوند.