تجزیه و تحلیل مضمون عشق نزد پروست و استاندال با تکیه بر دو برداشت کلاسیک و مدرن از مفهوم آگاهی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی

doi
10.22124/naqd.2017.2525
چکیده

از جمله مضامین اصلی اثر در جستجوی زمان از دست رفته اثر مارسل پروست مضمون عشق است، که می­توان ادعا کرد سایر مضامین دیگر در ارتباط با این مضمون بنیادین معنا می­دهند. هرچند پروست در تحلیلی که از عشق در این اثر ارائه می­دهد، از بینشی که استاندال در اثر خود، در باب عشق، مطرح نموده‌، تأثیر گرفته‌است و طبیعتاً نقاط مشترکی بین این دو بینش وجود دارد، اما نباید تفاوت اساسی که این دو بینش را از یکدیگر جدا می­کند نادیده گرفت. تفاوت این دو نگاه را می­توان با تکیه بر تفاوت بین دو بینش از آگاهی توجیه نمود: یکی آگاهی کلاسیک که بر تعبیری که دکارت از آگاهی دارد استوار است و دیگری تعبیر مدرنی که از آگاهی وجود دارد، که از آن جمله می­توان از تعبیری که مرلو-پونتی از آگاهی دارد اشاره کرد. مقاله حاضر ضمن مطرح کردن دو برداشت متفاوت از آگاهی و معرفی موشکافانه تحلیل پروست از عشق و نگاه مقایسه­ای آن با بینش استاندال، نشان خواهد داد چگونه دو بینش متفاوت از آگاهی می­تواند به ما کمک کند تا تفاوت بنیادین و جوهره­ای بین تحلیل عشق نزد پروست و استاندال را تجزیه و تحلیل کنیم.