تحلیل نمونهوار زنان شیزوفرنیک در رمانهای پسامدرن فارسی (کولی کنارآتش، ساربان سرگردان و باورهای خیس یک مرده)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد-
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
doi
10.22124/naqd.2017.2527چکیده
شیزوفرنیا به معنای گسیختگی روحی و چندشخصیته بودن از مؤلفههای شخصیتهای پسامدرنیستی است که در آثار پسامدرن، تفاوت آنها با شخصیتهای طبیعی نشان داده میشود. شخصیتهای شیزوفرنیا چنانکه دلوز و گتاری میگویند، میل خود را برخلاف شخصیتهای ادیپی در ابژه خاصی محدود نمیکنند و به ابژههای متفاوتی میاندیشند و از همین راه دچار پراکندگی و گسیختگی میشوند. شخصیتهای اگزیستانسیال، پوچگرا و آواره به این پراکندگی و بیگانگی میرسند، اما پراکندگی و گسیختگی روحی آنان گاهی تشدید مییابد.این مقاله به سه رمان مطرح پسامدرن ایرانی توجه دارد و آنها را نمونه رمانهای پسامدرن ایرانی قلمداد میکند. همه گونههای شخصیتی زنان در این رمانها به چشم میخورد. نویسندگان دو رمان ساربان سرگردان و کولی کنار آتش زناند و نویسنده رمان باورهای خیس یک مرده مرد است که این نکته نیز در مقاله مطمح نظر میباشد. از نتایج مقاله، شیزوییتر بودن شخصیت اصلی رمانهایی مثل کولی کنار آتش است و عامل این ویژگی نیز چه بسا مردان هستند. از اهداف مقاله شناخت شخصیتهای زن در رمانهای پسامدرن است و روش آن به گونهای تحلیلی به شخصیت شیزوفرنیایی زنان در رمانهای یاد شده میپردازد و بیان میدارد که زنان در داستانهای مردان نقش حاشیهایتری دارند.