قضایای نظریۀ حملگریز در اندیشۀ سید صدرالدین دشتکی
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jitp.2025.393746.523601چکیده
نظریۀ حمل عهدهدار تبیین قضایای حملی است. بسته به عناصری که یک نظریۀ حمل میپذیرد، ممکن است در تبیین برخی حملها با چالش مواجه گردد. دشتکی دو نظریۀ حمل در سنت فلسفی را بازشناسی کرده و معتقد است این نظریات حمل قادر به تبیین برخی قضایا نیستند. معتقدم میتوان این قضایا را ـ که من قضایای نظریۀ حمل گریز مینامم ـ در ده ردۀ کلی جای داد. به عقیدۀ دشتکی نظریات حمل پیش از وی سعی داشتند ویژگیهای موضوع یا محمول را در نظریۀ حمل خویش دخالت دهند و همین امر قدرت تبیینکنندگی این نظریات را از میان میبرد. دشتکی به نظریۀ حمل جدیدی میاندیشد و عناصری را در آن میگنجاند تا از عهدۀ تبیین این قضایا برآید؛ انکار نسبت، نظریۀ مجمل بودن مشتق و قاعدۀ فرعیه به قرائتی خاص همسو با نظریۀ حمل این امکان را به او میدهند. قضایایی مانند «الإنسان موجود» جزو چالشیترین این قضایاست. پذیرش نسبت در نظریۀ حمل لزوم دوییت انسان و وجود در خارج را در پی میآورد؛ نظریۀ متعارف مشتق، انتزاع موجود را متوقف بر ثبوت بالفعل مبدأ وجود برای انسان میداند و قاعدۀ فرعیه، وجود پیشینی انسان را لازم میشمرد. در این مقاله ضمن ارائه تفسیر خود از نظریۀ حمل دشتکی و عناصر آن، نشان میدهم که این نظریۀ چگونه قرار است قضایایی چالشی مانند «الإنسان موجود» را تبیین کند.