امکانسنجی سازگاری ایمان و تحقیق در چارچوب دیدگاه هوارد-اسنایدر
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، گروه فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jitp.2025.394811.523609چکیده
این مقاله به بررسی ناسازگاری ظاهری میان «ایمان دینی» و «تحقیق» میپردازد. دلیل اصلی این ناسازگاری به تعارض میان «باور» و «تحقیق» بازمیگردد؛ زیرا تحقیق مستلزم پرسشگری و تعلیق قضاوت است و این با باور ناسازگار تلقی میشود. در حالی که، دیدگاههای رایج در معرفتشناسی دین که عمدتاً بر رویکردهای باورمحور استوارند، ایمان را مستلزم باور به گزارههای دینی میدانند. بر این اساس، ایمان و تحقیق در ظاهر ناسازگار به نظر میرسند. با این حال، نمونههای تاریخی از متفکران و فیلسوفان دیندار نشان میدهد که ایمان و تحقیق میتوانند در عمل همزیستی داشته باشند. این پژوهش با روش تحلیل مفهومی و با اتکا بر دیدگاه غیرباورمحور دنیل هَوارد-اسنایدر استدلال میکند که تلقی ایمان بهعنوان «فرض بدون باور» به مثابه نوعی نگرش شناختی شبهباور میتواند این ناسازگاری را برطرف سازد. نوآوری مقاله در ارائه چارچوبی است که با تفکیک ایمان از باور و تلفیق آن با «نگرش پرسشی» جین فریدمن و مفهوم «فرضیه» در تحلیلهای مایکل پالمیرا، امکان مشارکت فعال دینداران در پژوهش را فراهم میسازد. یافتهها حاکی از آن است که این رویکرد نهتنها راهحلی نظری برای رفع تعارض ایمان و تحقیق ارائه میدهد، بلکه در حوزههای عملی مانند تعامل علم و دین و روششناسی پژوهشهای دینی نیز پیامدهای سازندهای در پی دارد.