شرط نامشروط آگاهی‏ چیستی «خودآگاهی» نزد ابن‌سینا

نویسندگان

1 مدرس و پژوهشگر فلسفۀ اسلامی، دانشگاه ییواسکیلا، ییواسکیلا، فنلاند

doi
10.22059/jitp.2025.394421.523605
چکیده

این مقاله به بررسی آموزۀ «شعور به ذات»، یا «خودآگاهی»، در فلسفۀ ابن‌سینا می‌پردازد و نشان می‌دهد که این آگاهی، به دلیل عدم وساطت صورت و قوای‌شناختی، از سنخ شناخت حصولی و مفهوم‌مند نیست. در نتیجه، «شعور به ذات» از انواع مختلف خودشناسی که مبتنی بر شناخت حصولی هستند، متمایز می‌شود. این آگاهی، از نظر ابن‌سینا سه ویژگیِ بالفعل بودن، دائمی بودن و بی‌واسطه بودن را داراست. ابن‌سینا «شعور به ذات» را شرط هرگونه شناخت و آگاهی دیگر می‌داند، چراکه در هر حکمی، حتی احکام با موضوع «من»، شخص به‌طور پیشینی آگاه است که این اوست که آن حکم را صادر می‌کند. به دلیل همین ویژگی‌ها، خودآگاهی برای ابن‌سینا امری بدیهی، پیشینی و مستقل از هر نوع آگاهی دیگر است؛ به‌گونه‌ای که هرچند شرط هرگونه شناخت و آگاهی محسوب می‌شود، اما خود مبتنی بر هیچ آگاهی پیشینیِ دیگری نیست. بنابراین، «شعور به ذات» نزد ابن‌سینا را می‌توان نوعی آگاهیِ غیرمفهوم‌مندِ پیشینی دانست که شرط نامشروط هر آگاهی دیگر است. این تلقی از خودآگاهی، این‌همان با هیچ‌یک از تلقی‌های رایج از خودآگاهی در فلسفۀ تحلیلی نیست.