محاکات و روایت از دیالوگهای افلاطون تا درامهای خواندنی مدرن
نویسندگان
1 دانشیار گروه نمایش دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران-
2 دانشجوی دکتری تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی دانشگاه هنر تهران
3 دانشیار گروه نمایش دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران
doi
10.22124/naqd.2017.2528چکیده
دیالوگهای افلاطون همواره در حوزه فلسفه بستر مطالعه و بررسی بوده، اما در حوزه درام، کمتر توجهی به ویژگیهای دراماتیک این دیالوگها شدهاست. بهویژه آنکه افلاطون از مخالفان هنرهای محاکاتی بهویژه تئاتر و درام بوده، و همین امر موجب تفوق عنصر روایت در آثار او شده بود. ازاینرو میتوان دیالوگهای او را با معیارهای درامهای روایی بررسی کرد. درامهای روایی در دوره مدرن در اروپا رونق یافت و تحت عنوان درامهای خواندنی به رسمیت رسید. پژوهش پیش رو به بررسی مؤلفههای محاکاتی و روایی در این درامها و تطبیق آن با دیالوگهای افلاطونی میپردازد. ابتدا مفاهیم محاکات و روایت تشریح، و سپس آراءِ افلاطون درباره محاکات و روایت بیان شدهاست. رابطه افلاطون با تراژدی و کمدی نیز به طور مشخص مورد بررسی قرار گرفتهاست. سپس به جایگاه تئاتر در دوره مدرن و در میان هنرهای غیرمحاکاتی پرداختهایم که حاصل آن، درامهای خواندنی هستند. در تفسیر درامهای خواندنی، نمایشنامه چهار قدیس در سه پرده اثر گرترود استاین و ساختار کلی نمایشنامههای برتولت برشت و ساموئل بکت، از نمایشنامهنویسان مدرنیست، بررسی شدهاست. در انتها با دستیابی به مؤلفههای درامهای خواندنی و تطبیق آنها با دیالوگهای افلاطونی، به مختصات دیالوگهای افلاطونی در قالب گونهای دراماتیک دست مییابیم.