مدل کیهانشناختی جهان نوسانی استاینهارت و دلالتهای الحادی آن تحلیلی انتقادی در پرتو فلسفه ملاصدرا
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اهل بیت (ع)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اهل بیت (ع)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jitp.2025.400412.523634چکیده
براساس باور سنتی متکلمان توحیدی، خداوند جهان را از عدم خلق کرده و عالم ازلی نیست. در دیدگاه مقابل پل استاینهارت- یکی از برجسته ترین فیزیکدانان معاصر- با ارائه «مدل جهان نوسانی» جهان را متشکل از دوره های بیپایان کیهانی دانسته و با تأکید بر وجود جهانی بدون آغاز، درصدد ارائۀ تصویری از ازلیت عالم و بینیازی از فرضیۀ خدای خالق است. این مقاله ابتدا مدل کیهانی جهان نوسانی استاینهارت را معرفی و تبیین کرده و پیامدهای فلسفی-الهیّاتی آن را استخراج کرده و بر اساس فلسفه صدرایی آن را تحلیل و بررسی میکند. استاینهارت بینیازی از نقطه آغاز را دال بر نفی ضرورت خالق بیرونی دانسته و مسئله خلقت را به تحلیلی صرفاً علمی فرو میکاهد. دراین سو در فلسفه اسلامی، ملاصدرا نیز گاهی تفسیر ادواری از ساختار کیهان مطرح میکند اما دیدگاه نوین وی از حدوث عالم، امکان بازخوانی مدل نوسانی را در چارچوبی توحیدی فراهم میآورد. این مقاله نشان می دهد که فهم ما از «حدوث» در حکمت متعالیه، می تواند ساختار نوسانی عالم را به عنوان تبیینی از تجلی مستمر نظام علّی مطلق بازخوانی کند و تعارض ظاهری میان ابدیت در مدل فیزیکی و حدوث زمانی را حل نماید.