فلسفۀ ریاضیات نصیرالدین طوسی‏

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکترا، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jitp.2025.403728.523651
چکیده

فلسفۀ ریاضیات در سنت اسلامی بسیار غنی است. همچون سلف خود ابن‌سینا، که به بیشتر مسائل فلسفۀ ریاضیات پرداخته است، نصیرالدین طوسی با برخی از این مسائل درگیر بوده است و حتی مسائل نویی را پیش کشیده است. هدف من در این مقاله اثبات همین مدّعا است. با رویکرد تحلیلی نشان می‌دهم که نصیرالدین طوسی، به معنای واقعی کلمه، فلسفۀ ریاضیات دارد. مساهمت‌های عمدۀ او در وجودشناسی ریاضیات دو چیز است. نخستین ردّ استدلا‌ل‌های بر تناهی‌گروی، یعنی دو برهان عمدۀ مسامته و تطبیق، می‌باشد. و دومین سخن از ویژگی‌های بی‌نهایت است، از جمله اینکه اقلّ و اکثر در آن متصوّر می‌شود. و مساهمت‌های اصلی او در معرفت‌شناسی ریاضیات دو امر زیر است. نخست، او، برخلاف ابن‌سینا و به‌سان ابن‌هیثم، از تجربه‌گرایی در باب تصدیقات دفاع می‌کند درست همانگونه که از تجربه‌گرایی در باب مفاهیم پشتیبانی می‌کند، در اینجا البته همسو با ابن‌سینا. دوم، او پرسش از صدق را پیش می‌کشد و از این جویا می‌شود که گزاره‌های ریاضیاتی چگونه صادق‌اند درحالی‌که از معقولات ثانیه ساخته شده‌اند که در جهان خارج چیز دست‌پرکنی نیستند و درحالی‌که کلّی و حقیقیه‌اند و تمام افراد محقّق و مقدّر را دربرمی‌گیرند. در پاسخ به این پرسش او هم تعریف دیگری از صدق را پیش می‌نهد هم نظریۀ مبتکرانۀ نفس‌الأمر را مطرح می‌کند.