تقابل ملکه و عدم میان واحد و کثیر

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکترا، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

2 استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22059/jitp.2025.407080.523673
چکیده

مسئلۀ بنیادین رابطه وحدت و کثرت در هستی، از چالش‌برانگیزترین مباحث فلسفی است که همواره فلاسفه را به خود مشغول داشته است. این مقاله، به بررسی نقادانه چهار نظریه رایج در خصوص نوع تقابل میان وحدت و کثرت می‌پردازد: ۱) تقابل تضاد، ۲) تقابل تضایف، ۳) عدم تقابل، و ۴) قسم پنجمی از تقابل. پس از گزارش و نقد این نظریات و تبیین وجوه نارسایی آن‌ها در مواجهه با ماهیت وجود، استدلال می‌شود که هیچ‌یک از این اقسام به درستی قادر به تبیین رابطۀ حقیقی میان وحدت و کثرت نیستند و این امر، ضرورت ارائۀ تبیینی دقیق از نوع این تقابل را نمایان می‌سازد. در ادامه، با تحلیل دقیق اختلاف مجاری تقابل‌ها بر اساس مفاد قضیۀ هلیه بسیطه و مرکبه، این مقاله نظریه بدیعی را مطرح می‌کند. بر اساس این نظریه، تقابل وحدت و کثرت نه از نوع تضاد یا تضایف، بلکه به دقت از سنخ تقابل ملکه و عدم تبیین می‌شود. این رویکرد، راهکاری منسجم و عمیق برای فهم نوع تقابل میان وحدت و کثرت در دستگاه فلسفی ارائه می‌دهد و افق‌های تازه‌ای را در مباحث هستی‌شناختی می‌گشاید.