تقابل کانتی- هگلی در نقد و نظریههای داستان و رمان در ایران (1312- 1348)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هرمزگان
doi
چکیده
غالب نشریه های بین سالهای نخستین دهه بیست تا سالهای پایانی دهه چهل، به نوعی به حزب توده ایران و جریان چپ وابسته است. بنابراین نظرات نویسندگان این مقالات، از راه زیباشناسی مارکسیستی با زیباشناسی هگل در ارتباط است که مفهوم و فکر فلسفی را برتر از فرم هنری و غایت هنر را حرکت به سمت فلسفه و تولید فکر میداند. در ایران نیز منتقدانی چون فاطمه سیاح، طبری، و غیره، رمان را تنها در قالب رئالیسم متعهد پذیرفتهاند. از سالهای نخستین دهه چهل، منتقدانی چون ابوالحسن نجفی و هوشنگ گلشیری برای نخستینبار فرم هنری و تکنیک رماننویسی را در اولویت قرار دادند. در این پژوهش آرای منتقدانی چون فاطمه سیاح، احسان طبری، ابوالحسن نجفی و هوشنگ گلشیری، بر اساس نظریات کانت و هگل تحلیل کردهایم که تأثیر فلسفه نظریههای ادبی غربی بر منتقدان ایرانی بهوضوح قابل مشاهده است. سیاح و طبری در نقدهایشان به آرای هگل و هگلیها نزدیک شدهاند و نجفی و گلشیری، فرمالیستی را نمایندگی میکنند که ریشه در اندیشههای کانت دارد.