توسعۀ معنای اعتباریت و تاثیر آن در تبیین مسئلۀ عینیت صفات با ذات الهی در اندیشۀ صدرالمتألهین شیرازی‏

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jitp.2026.392603.523599
چکیده

  کیفیت رابطۀ صفات با ذات الهی یکی از مباحث دشوار و مهم الهیاتی است که مورد نظر مکاتب کلامی و فلسفی قرار گرفته است. حفظ توحید و بساطت در کنار وجود صفات مختلف در ذات واجب، چالش پر اهمیت و دامنه‌داری است که در فضای کلامی با طرح گفتارهایی همچون «نفی صفات از ذات الهی»، «زیادت صفات بر ذات الهی»، «نیابت ذات از صفات» در پی حل و فصل آن برآمدند و تنها نظریه‌ای که توسط فیلسوفان مطرح شد «عینیت صفات با ذات الهی» بود. گرچه نظریۀ عینیت دلایل واضح و روشنی دارد؛ اما پیچیدگی آن که جمع کثرت در وحدت است، سبب شده تا پیش از صدرالمتألهین تبیین و تصویر روشنی از چگونگی این عینیت وجود نداشته باشد و همواره در هاله‌ای از ابهام باقی بماند. حکمت متعالیه با کشف و ارائۀ تحقق های اعتباری، تحولات عظیمی در فلسفه ایجاد کرد که یکی از آنها حل مسألۀ جمع کثرات در وجود واحد است. اولین رویاروییِ حکمت متعالیه با مسئلۀ جمع کثرت در وحدت و عینیت صفات با ذات، بحث اصالت وجود و اعتباریت ماهیت است. محور اصلی این پژوهش نشان دادن تأثیر و فهم شکل گرفته از اعتباریت ذیل موجودیت ماهیت در مسئلۀ عینیت صفات با ذات است. در کنار معرفی چند دیدگاه شاخص از اعتباریت و با تقریر و توضیح «حیثیت تقییدیه نفادی» و «حیثیت تقییدی اندماجی» روشن می‌شود که تنها این معنا از اعتباریت ماهیت که در تلقی مختار بیان می‌شود، سازگارِ با کاری است که صدرالمتألهین در عینیت صفات انجام داد.