ابزارانگاری در علم، راهکاری برای تعارضزدایی میان علم و دین
نویسندگان
1 دانشیار گروه کلام و فلسفة دین مؤسسة امام خمینی (ره)
doi
10.22059/jpht.2016.58589چکیده
ابزارانگاری در علم به دیدگاهی اشاره دارد که نظریههای علمی را چیزی جز ابزاری برای پیشبینی نمیداند. برخی رد پای این دیدگاه را در آثار افلاطون و ارسطو جستوجو کردهاند؛ اما غالباً پیشگامان این نظریه را کشیشانی میدانند که برای دفاع از آموزههای دینی، به اندیشة فرضیهانگاری گزارههای علمی روی آوردند. جرج بارکلی و پییر دوهم را میتوان از مدافعان این دیدگاه بهشمار آورد. بیشتر ابزارانگاران جدید تنها در واژههای نظری (ترمهای تئوریک) این رویکرد را برمیگزینند و قانونهای علمی را ابزاری نمیدانند. ابزارانگاری با بسیاری دیگر از مکاتب علمی فلسفی (مانند پوزیتیویسم، قراردادگرایی، پراگماتیسم و مکتب تحلیل زبانی) پیوند نزدیکی دارد و میان آنها دادوستدهایی برقرار است. برخی با تمسک به این نظریه، تعارض ظاهری میان علم و دین را به اینگونه بر طرف میکنند که گزارههای علمی (برخلاف آموزههای دینی) اساساً از واقعیتی حکایت نمیکنند.