نسبت بین قرآن و رمان: قصه یوسف پیامبر در قرآن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی نظری فرهنگی دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsal.2013.51459
چکیده

به عقیدة بسیاری از صاحب‌نظران، پیدایی نوع ادبی رمان مستلزم شیوة خاصی از انسان‌شناسی و نگاه به عالم است که جز در تمدن مدرن امکان ظهور نداشته است. رمان، به‌ویژه رمان رئالیستی، نوعی ادبی است که با انسان منفرد و امکانات فراروی او برای مواجهة با مسائل و معضلات دنیای مدرن سروکار دارد. در میان داستان‌های قرآنی، قصة یوسف پیامبر (ع) بسیاری از شاخصه‌های رمان را دارد و برخی پژوهش‌ها به تحلیل این شباهت و حمل کردن گونة رمان بر داستان یوسف پرداخته‌اند. در این مقاله استدلال شده که علی‌رغم حضور عناصری چند از نوع ادبی رمان، همچون مکان، گفتگو، مسئلة من و توصیفات رئالیستی در قصة یوسف، این داستان به دلیل حضور خدا و عدم تنهایی انسان، تفاوت جوهری با رمان دارد. چارچوب نظری ما نظریة رمان گئورگ لوکاچ است و به فراخور نیاز استناداتی از نویسندگان و منتقدان ادبی آورده‌ایم.