گبههای سفارشی، پدیدهای چندفرهنگی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر تهران
2 کارشناسیارشد گرافیک، دانشگاه هنر سوره تهران
doi
10.22059/jsal.2013.51460چکیده
این مقاله سعی دارد با معرفی تعدادی از گبههایی که زنان ایل قشقایی به سفارش جامعة شهری طی سالهای اخیر بافتهاند، به بررسی شباهتها و تفاوتهای نشانهای این دستبافتهها با گبههای متعارف عشایرِ قشقایی بپردازد. بر این اساس نمونههایی را با ویژگیهای بیان شده برمیگزیند. ساختار صوری این گبهها به گونهای است که تحت تأثیر سفارش از سوی فرهنگ غالب/ مرکزی جامعه، نقشمایههایی بیگانه با گبههای متعارف عشایری را در خود جای دادهاند، بهطوری که در این گبهها با نظامهای نشانهای متنوع از فرهنگ غالب و فرهنگ عشایری روبهرو میشویم. این دوگانگی در همنشینی نشانهها، باعث نشانداری این گونه نسبت به گبههای دیگر میشود و در تمایز با نمونههای متعارفِ موجود، اصطلاح «گبههای سفارشی» را به خود اختصاص میدهد. در حقیقت، این پژوهش با توجه به تجانسِ بین گبههای سفارشی و هنر مهاجرت، بر نظریة پارادوکس همانندی و تفاوت در هنر مهاجرت تکیه میکند و براساس شباهت بین شرایط زن بافنده و هنرمند مهاجر و نیز سفارشدهندة گبه (نمایندة فرهنگ غالب) با خواستة کشور میزبان، گبههای سفارشی را پدیدههایی میداند که برای خوانش آنها باید به نظامهای نشانهای متفاوت و گاه متضادِ دو فرهنگ رجوع کرد.