برابر خوانی هایدن وایت و گرین بلات در خوانش متون سیاسی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
درک رابطه متقابل تاریخ و ادبیات از دیرباز مدنظر بزرگان عرصه سخنوری بوده است. رد این رابطه را میتوان در نوشتارهای افلاطون و ارسطو یافت. از 1980 با پیدایش نو تاریخگرایی دو بودگی بین تاریخ و ادبیات که از زمان ارسطو به بعد شیوه غالب اندیشه بوده، فروریخت و با نظریات هایدن وایت و گرین بلات که از منظری متفاوت به تاریخ و ادبیات مینگریستند پیوند دوسویه این دو مطرح شد. هایدن وایت از سکوی زبان به تاریخ مینگرد و اعتقاد دارد واقعیت تاریخی همیشه از طریق روایتهایی ساخته میشوند که آنها را تاریخدانان برساختهاند. برای گرین بلات متون ادبی ابزار قدرت هستند که قابلیتهای لازم را برای نمایش کنشهای اعمال قدرت و نیز مقاومت در برابر قدرت به آنها میدهد. در برابر خوانی تاریخ و ادبیات، نو تاریخگرایی، روابط مربوط به قدرت را بهعنوان مهمترین زمینه هر متن قلمداد میکند و به متن ادبی بهعنوان فضایی برای نمایش روابط مربوط به قدرت و تعامل گفتمانهای مختلف مینگرد. از این منظر نقد ادبی جدید افقی جدید فراروی متون سیاسی قرار میدهد به نحوی که برای تحلیل قدرت سیاسی میتوان از ابزارهای نقد ادبی همچون استعاره، مجاز، کنایه، آیرونی و همچنین شگردها و تمهیدات روایی سود جست.