خوانش شعر «مرگ ناصری» از منظر آرای لکان

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

doi
چکیده

یکی از پرکاربردترین رویکردهای نظریه ادبی معاصر، نقد روان­کاوانه است. با کاربرد این نظریه در خوانش متون ادبی، می­توان به لایه­های زیرین آثار ادبی پی برد. این نوشتار، با بهره­گیری از مفاهیم بنیادی نظریۀ روان‌کاوی ژاک لکان، روان‌کاو نو فرویدی، کاربرد این مفاهیم را در شعر معروف «مرگ ناصری» شاملو نشان می­دهد. ابتدا برای رسیدن به هدف مقاله، چارچوب روان‌کاوانۀ لکان توضیح داده می­شود که در بردارندۀ مفاهیمی چون امرخیالی، امر نمادین، امر واقعی، اُبژۀ دیگری کوچک و دیگری بزرگ است. سپس با کمک این مفاهیم، شعر«مرگ ناصری» شاملو به منظور دستیابی به لایه­های پیچیده و مباحث ضمنی، نقد و تحلیل می­شود. عیسی در ناصره متولد شد، از این رو شاملو او را ناصری می‌نامد. ناصری کسی است که می­خواهد با گسترش رحم خود، جامعه را در جهت دیگریِ بزرگ نجات بخشد. این ویژگی در امر نمادین رخ می­دهد، اما معمولاً رحم و دوست داشتن بعد از دنیای خیالی اتفاق نمی­افتد. این بررسی، نوعی تحلیل متنی برای شناخت هرچه بیشتر لایه‌های ضمنی و پنهان شعر را به دست می‌دهد.