تحلیل و ارزیابی تدابیر ضد تحریمی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (1392 - 1403) از منظر نظریه نوواقعگرایی
نویسندگان
1 استادیار، گروه روابط بین الملل، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، جمهوری
3 دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران
doi
10.47176/IRSJ.2025.1333چکیده
این مقاله به بررسی تطبیقی-کیفی نحوه مواجهه جمهوری اسلامی ایران با تحریمهای خارجی از منظر نظریه نوواقعگرایی (Neorealism) میپردازد. در دوره یازده ساله 1392-1403، ایران تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی گستردهای قرار داشته و دولتهای مستقر، بهطور مداوم در تلاش بودهاند تا با این تحریمها مقابله کنند. پرسش اصلی مقاله این است که اقدامات انجامشده تا چه میزان با نقطهنظرات نظریه واقعگرایی همخوانی دارد و وجوه اشتراک و افتراق عملکرد دولتها مبتنی بر نظریه واقعگرایی در چه نقاط و نکاتی متمرکز میشود؟ یافتههای مقاله نشان میدهد که هر سه دولت بر سرکار این مقطع زمانی، با اتخاذ رویکردهای مشترک واقعگرایانه اما با استراتژیهای مختلف و از طرق گوناگون، تلاش کردهاند تا از طریق تقویت موقعیت اقتصادی و سیاسی ایران، فشارهای بینالمللی را کاهش دهند، امنیت ملی کشور را حفظ کنند و به این شکل از فشارهای تحریمی بکاهند. فرضیه این مقاله این است که به رغم وجود شباهتهای قابل توجه، تفاوتهای جدی در رویکردهای دولتها سبب شده تا دولتهای یازدهم و دوازدهم بیشتر تدابیر خود را بر ابعاد واقعگرایی مصونسازی (Hedging) متمرکز کنند و دولت سیزهم تاکید بیشتری بر امر موازنه قوا (Balancing) داشته باشد.