رتبهبندی شأن موجودات امکانی بر اساس دو رویکرد «گسترۀ صفاتی» و «توسعهیافتگی وجودی»
نویسندگان
1 دانشیار، گروه معارف اسلامی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.
doi
10.22059/jitp.2024.377985.523516چکیده
بین رویکرد رایج فلسفی که متأثّر از حکمت مشاء و نگاه فلسفی متأثّر از حکمت صدرا، در خصوص مسألۀ «رتبهبندی شأن موجودات امکانی»، تفاوت اساسی وجود دارد. گروه نخست، با رویکرد «گسترۀ صفاتی» در موجودات امکانی، معتقدند کمیت برخورداری هر گونه از صفات وجودی، نقش اساسی در رتبهبندی آنها دارد و از آنجا که نوع انسان را یگانه موجود عاقل و «حیوان ناطق» میدانند، وی را بر رأس هرم موجودات امکانی جای داده و فقط شأن این نوع از موجودات را دارای احترام ویژه میدانند. در مقابل، رویکرد دومی که تحت تأثیر حکمت صدرایی است، «توسعه یافتگی وجودی و شهودی در عوالم مافوق ماده» را معیار رتبهبندی موجودات امکانی میداند و پیروانِ آن با تکیه بر مبانی این حکمت از قبیل «وحدت و بساطت وجود»، «تشکیک در وجود» و قرائت ویژه از «حرکت جوهری» چنین ادعا کردهاند که هر موجود امکانی، نشئهای تا بینهایت در عوالم مافوق طبیعت دارد که با حرکت اختیاری و استکمالی خود میتواند به آن دست یابد. این مقاله با هدف تبیین برخی از ادلۀ این دو رویکرد با روش تحلیل محتوا، در نهایت به این یافته رسیدهاست که رویکرد نخست با اشکالات درون دینی و برون دینی متعددی مانند اخص بودن دلیل آن از مدعا روبرو است و به طور عمده، مبتنی بر برخی مشهورات است که قابل دفاع در مقابل ظواهر آیات و روایات نیست. در مقابل رویکرد دوم، قابلیت تطبیق بیشتر با مستندات مذکور داشته و قابل پذیرشتر است.