تجزیه علیت صفات موثر بر عملکرد روغن و پروتئین در ژنوتیپهای کنجد در شرایط مختلف رطوبتی و استفاده از میکوریزا
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علمی علوم کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استاد، اصلاح نباتات، گروه اصلاح و بیوتکنولوژی گیاهی، دانشکدة کشاورزی دانشگاه ارومیه و استاد پژوهشکدة زیستفناوری دانشگاه ارومیه
doi
10.22059/ijfcs.2019.270354.654551چکیده
به منظور تعیین صفات موثر بر عملکرد روغن و پروتئین و انتخاب ارقام مناسب کنجد در شرایط تلقیح و عدم تلقیح با قارچهای میکوریزا و سطوح مختلف آبیاری، آزمایشی به صورت فاکتوریل- اسپلیت پلات با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی ایستگاه ساعتلوی ارومیه در سال زراعی 1394 و 1395 اجرا شد. کرتهای اصلی شامل ترکیب عامل A یعنی سه سطح مختلف آبیاری (آبیاری نرمال: آبیاری بعد از 70 میلیمتر تبخیر و تعرق گیاه یا ETc، تنش ملایم: آبیاری بعد از 90 میلیمتر ETc و تنش شدید: آبیاری بعد از 110 میلیمتر ETc) و عامل B یعنی سه سطح تلقیح با قارچ میکوریزا Glomus mosseae، تلقیح با قارچ میکوریزا Glomus intraradices و عدم تلقیح بودند. کرتهای فرعی در برگیرنده عامل C شامل ارقام تجاری کنجد بود. در تجزیه رگرسیون گام به گام، با در نظر گرفتن جداگانه عملکرد روغن و پروتئین به عنوان متغیرهای پاسخ، علاوه بر عملکرد دانه و درصد روغن و درصد پروتئین، صفات متفاوتی در شرایط مختلف میکوریزا و تنش رطوبتی وارد مدل شدند. در تجزیه مسیر (صفات وارد شده در مدل شامل عملکرد دانه، درصد روغن، تعداد دانه در مترمربع، درصد پروتئین، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، عملکرد بیولوژیک، عملکرد پروتئین، وزن 1000 دانه، عملکرد روغن، تعداد شاخه فرعی، ارتفاع بوته، قطر ساقه و درصد کلونیزاسیون ریشه بودند)، در شرایط مختلف آزمایش، بیشترین اثر مستقیم بر عملکرد روغن و پروتئین، به ترتیب از درصد روغن و درصد پروتئین بهدست آمد. بر اساس نتایج تجزیه خوشهای به روش وارد، ارقام داراب دو و داراب 14 برای کشت در شرایط مختلف مناسب به نظر میرسید.همچنین دو صفت عملکرد دانه و درصد روغن برای رسیدن به عملکرد روغن بالا و دو صفت عملکرد دانه و درصد پروتئین به عنوان شاخصهای گزینشی برای رسیدن به عملکرد پروتئین بالا مناسب بهنظر میرسند.